نويسنده: فاطمه | ساعت: 15:37
درس اول
هدف:
1– يادگيري لغات جديد
2– يادآوري که شامل قواعد زير مي باشد:
2-۱ - اسم مذکر يا مؤنث
2-۲ – اسم اشاره مذکر و مؤنث
2-۳ – کلمات پرسشي و نحوه جواب دادن به آن
2-۴ – جمعهاي مذکر سالم مؤنث سالم مکسر
2-۵ – انواع کلمه اسم فعل و حرف
ترجمه درس اول راستي و درستي و حيله و نيرنگ
۲ مرد در شهري بودند، حيله گر و ساده لوح.
اين دو مرد به خارج از شهر رفتند.
و بعد از مدتي ثروت زيادي به دست آوردند.
ساده لوح گفت: مقداري از آن را بر مي داريم و بقيه را زير اين درخت دفن مي کنيم. پس دوستش قبول کرد.
بعد از مدتي .... ( بعد از چند روز ....)
حيله گر رفت و پولها را برداشت.
و بعد از مدتي
دوستش آمد و گفت: من به پول نياز دارم – مي رويم و پولها را بر مي داريم.
پس با هم رفتند....
و وقتي که به آن درخت رسيدند پولها را پيدا نکردند!
(حيله گر): عجيب است ... هان ... تو پولها را دزديدي ؟ !
(ساده لوح) : هرگز ... ! به خدا .... ! نه .... !
(حيله گر): بله .... دزدان اين چنين هستند !
پس پيش (نزد) قاضي رفتند...
(قاضي): چه کسي پولها را دزديه است ؟
(حيله گر): به خدا ... قطعاً اين مرد پولها را دزديده است.
(قاضي) : آيا نزد تو شاهدي است.
(حيله گر): بله ... ! درخت ... !
قاضي تعجب کرد ...
روز بعد:
قاضي نزد درخت رفت ...
(قاضي) اي درخت ! چه کسي پولها را دزديد ؟ ....
پس صدايي شنيد :
آن مرد ... پولها را دزديد !
قاضي بسيار تعجب کرد !
و فهميد که شخصي داخل درخت است.
پس دستور داد به جمع آوري هيزم و افروختن آتش دور درخت.
پس آن شخص ترسيد و از آن خارج شد. (حيله گر)
پس حيله آشکار شد و حيله گر رسوا شد.
قانون
اسم
مؤنث: بعضي اسمها به حرف «ة» ختم مي شوند که به اين اسمها مؤنث مي گوييم.
مانند: الجنّة ، آية
مذکر : به بيشتر اسم هايي که داراي اين علامت نيستند مذکر مي گوئيم.
مانند : ربّ – العالمين – يوم
اسم اشاره
مذکر
هذا (اسم اشاره به نزديک) مانند : هذا صِراطُ مستقيم.
ذلک (اسم اشاره به دور) مانند : ذلک فَضْلُ الله .
مؤنث
هذه (اسم اشاره به نزديک ) مانند : لا تَقْرَبا هذه الشَّجَرة .
تلک (اسم اشاره به دور ) مانند : تلک ، الْجَنَّة ُ .... .
اسم اشاره مثني:
الف) مذکر :
هذان - هذين
ب) مؤنث :
هاتان – هاتين
اسم اشاره جمع :
الف ) مذکر – هؤلاء
ب ) مؤنث – اولئک
کلمات پرسشي:
هل = آيا ؟ ¬ هل انتم مسلمون ؟
ما = چه چيزي ؟ ¬ أين بقيّة الله ؟
مَن = که، چه کسي ؟ ¬ مَنْ المُؤمِنُ؟
أين = کجا ¬ ما هذا ؟
کلمات جواب:
در جواب پرسش هايي که با «هل» آغاز مي شوند:
نعم – لا
در جواب پرسش هايي که با «أينَ» آغاز مي شوند.
تحت – فوق – جَنْب – أمام – خَلْف – علي – في
اسم:
الف) مفرد : اسمهايي که براي يک نفر يا يک چيز به کار مي رود.
مانند : ايمان، مؤمن – شاکر
ب ) مثني : اسمهايي که براي دو نفر يا دو چيز به کار مي رود، که براي مثني کردن از علامت «ان» يا «يْنِ» استفاده مي کنيم.
مانند : صديقانِ مُسْلِمَيْنِ
ج) جمع : اسمهايي که براي چند نفر يا چند چيز به کار مي رود، که براي جمع کردن از علامت «ونَ» يا «ين» يا «ات» استفاده مي کنيم.
مانند : المومنون – المؤمنين – المؤمنات –
اسمهاي جمع :
الف ) جمع مذکر سالم: اسمهايي که با علامت «ونَ» و «ين» بسته مي شوند، فقط براي مذکر به کار مي روند.
مانند : المؤمنون َ – المؤمنين َ
ب ) جمع مؤنث سالم: اسمهايي که با «ات» جمه بسته مي شوند، غالباً براي مؤنث (انسان و غيرانسان) به کار مي روند.
مانند : المؤمنات
ج ) جمع مکسر: با تغيير دادن حروف و حرکات اسم مفرد، جمع مکسر ايجاد مي شود (انسان و غير انسان).
مانند: تلاميذ
کلمه:
الف ) اسم : براي معرفي اشياء و اشخاص به کار مي رود.
مانند : علي، حسن
ب ) فعل: داراي زمان و مفهوم انجام کار يا داشتن حالت است.
مانند : ذَهَبَ، کَتَبَ
ج ) حرف: حرفها غالباً همراه اسم يا فعل بکار مي روند.
مانند: في الصَفِ، عَلي المِنضَدَة.
علامت اسم:
الف ) ال ¬ مانند : هذا کِتابُ مُصَدِقُ .
ب ) تنوين ¬ مانند : خَلَقَ اللّهُ السّماواتِ و الارْضَ بالْحَقّ.
موضوع:
نويسنده: فاطمه | ساعت: 15:35
درس دوم
هدف :
1– نحوه تبديل فعل ماضي مذکر به مؤنث
2– تعريف ضمير، کاربرد ضمير و معرفي ضمير (مفرد مذکر و مفرد مؤنث)
ترجمه درس دوم آيا پاداش نيکي جز احسان است ؟!
آهو، به آبگير آب رفت و از آن نوشيد.
سپس اندکي زير درخت ايستاد.
در اين وقت:
نگاه کرد به آبگير .... اين چيز عجيبي است.
(آهو پيش خود سؤالاتي را مرور کرد)
او کيست؟ (مذکر)
او کيست؟ (مؤنث)
آيا او کلاغ است ؟
آيا او کبوتر است ؟
براي چه در آب افتاده ؟
نه ... نه ... در آب چيزي نيست ... !
بعد از (چند دقيقه) مدتي ....
صدايي شنيد.....
کمک ... ! کمک .... !
پس به برکه نزديک شد ....
عجيب است ... اي کلاغ !
چه رخ داده است ؟!
آه ... کمک ... کمک
پس کلاغ از آبگير به کمک آهو خارج شد.
زماني که کلاغ خارج شد، از آهو تشکر کرد.
سپس رفت.
در روزي از روزها
صياد به جنگل آمد.
پس نگاهش به آهو افتاد.
به به ، به به ... اين غذاي لذيذي است.
پس تصميم گرفت آن را آشکار کند.
کلاغ دانست...
پس سنگي از گل را حمل کرد....
و سنگ را بر روي سرش پرتاب کرد.
پس صياد فرياد زد و آهو فرار کرد....!
قانون
۱. اگر به فعل ماضي (که داراي ۳ حرف مي باشد) «ت» را اضافه کنيد آن فعل را مي توان براي مؤنث ها به کار برد، «تْ» علامت مؤنث است.
مانند : آمَنَتْ طائفَةُ .... و کَفَرَتْ طائفَةُ .
۲.ضمير : کلمه اي است که به جاي «اسم» قرار مي گيرد.
ضمير :
الف) مفرد
ب) مثني
ج) جمع
هو : ضمير «هو» براي مفرد مذکر به کار مي رود و به جاي اسم مفرد مذکر غايب قرار مي گيرد. و به معني «او» مي باشد.
هي: ضمير «هي» براي مفرد مؤنث به کار مي رود و به جاي اسم مفرد مؤنث غايب قرار مي گيرد و به معني «او» مي باشد.
مانند : هوَ مؤمَنُ (درباره انسان نيکوکار)
هي حيّةُ (درباره عصاي حضرت موسي عليه السلام)
موضوع:
نويسنده: فاطمه | ساعت: 15:35
درس سوم
هدف:
۱– آشنايي با صيغه هاي:
- مذکر و مؤنث (مثني) در فعل ماضي
- مذکر و مؤنث (جمع غائب) در فعل ماضي
۲– آشنايي با ضماير :
- مذکر و مؤنث (مثني) در فعل ماضي
- مذکر و مؤنث (جمع غايب) در فعل ماضي
ترجمه درس سوم نتيجه (حاصل ) کار
در روزهاي زمستان
اي دوستان ....
اي ساکنين جنگل ....
اي حيوانات ....
امروز در خانه شير مهماني است ...
امروز در خانه شير مهماني است ...
در راه
کبوتر و جغد رفته اند
بعد از چند دقيقه:
زرافه و آهو به خانه شير رسيدند.
و الاغ و روباه و گرگ در راه بودند.
آنها تعجب کردند و گفتند:
عجيب است ... عجيب است ... اين مهماني بزرگي است، همه حيوانات در اين مهماني هستند. هنگامي که به خانه شير رسيدند شير به استقبال حيوانات آمد.
الاغ و روباره نزديک شير نشستند و از ميوه ها و غذاها خوردند و شير نيز با آنها (آن دو) خورده سپس روباه برخاست و گفت:
آفرين بر شير با اين ميهماني در اين فصل.
و در خانه شير
گرگ از اين مهماني خيلي تعجب کرد.
چگونه شير اين غذاها را جمع کرده ؟!
همانا او قوي است و او سلطان جنگل است...
روباه دريافت (فهميد) و به گرگ نگاه کرد:
نه .... نه....
اين کار نتيجه تلاش اوست.
در خانه مورچه و زنبور عسل و کبوتر نيز غذا زياد است....
آنها تلاش زيادي مي کنند.
و غذا را براي اين فصل جمع آوري کردند.
اين کار نتيجه تلاش و فعاليت است.
قانون
۱– فعل مثناي غايب :
الف ) ا = مثناي مذکر ¬ مانند : کَتَبا ، جَلَسا
ب ) تا = مثناي مؤنث ¬ مانند : کَتَبتا ، جَلَستا
۲– فعل جمع غايب :
الف ) و = جمع مذکر غايب¬ مانند : خَرَجوا ، جَلَسوا
ب ) ن = جمع مؤنث غايب ¬ مانند : خَرَجْن َ ، جَلَسْنَ
۳– ضماير :
هما = ضمير مثناي غايب است و براي مذکر و مؤنث به طور يکسان به کار مي رود.
مانند : هُما ذَهَبا، هما ذَهَبَتا
هم = ضمير جمع مذکر غايب است و با فعلهايي که داراي علامت «وا» هستند به کار مي رود. مانند : هم کَتَبوا
هن = ضمير جمع مؤنث غايب است و با فعلهايي که داراي علامت «ن» هستند به کار مي رود. مانند : هنَّ کَتَبْنَ
۴– ضمير «هما» يعني آن دو نفر، ضمير «هم» و «هنَّ» يعني آنان
موضوع:
نويسنده: فاطمه | ساعت: 15:34
درس چهارم
هدف:
۱– آشنايي با صيغه هاي مخاطب
۲– آشنايي با ۲ فعل ( ماضي مفرد مذکر مخاطب و ماضي مفرد مؤنث مخاطب)
ترجمه درس چهارم آتش
مادر از خانه خارج شد.
و از سلمان و سميه خواست که درسهايشان را بخوانند.
سلمان درسش را که پيرامون سوختن الکل و نمک بود خواند.
پس تصميم گرفت درس را به کمک سميه آزمايش کند.
سلمان (الک و گيره را مي آورد).
سميه ( نمک و پنبه و کبريت را مي آورد).
آزمايش
الکل (سلمان پنبه را با گيره گرفته و بر روي آن الکل مي ريزد)
نمک ( سميه نيز بر روي آن نمک مي ريزد)
کبريت ( سپس آن را با کبريت آتش مي زنند)
آتش ( سلمان و سميه غافلگير شده و خانه آتش گرفته است)
هنگامي که مادر بازگشت، خيلي ناراحت شد...
و بعد از چند ساعت
پدر نيز رسيد و به خانه سوخته نگاه کرد...
پس بسيار ناراحت شد ....
سپس به سلمان و سميه نگاه کرد ... فقط به آن دو نگاه کرد !!
در نصفه هاي شب، ....
سلمان خوابيده ( در خواب با خود اين حرفها را مي زند)
تو ناداني !
چرا با کبريت بازي کردي ؟
تو بي خبري (غافلي) !
آيا پشيماني؟
براي چه غفلت کردي ؟
آيا تو پشيماني ؟
و سميه خوابيده (در خواب با خود اين حرفها را مي زد.)
تو بي خبري (غافلي) !
تو ناداني ؟
براي چه با کبريت بازي کردي ؟
آيا تو پشيماني ؟
چرا تو پريشاني ؟! (سلمان)
آيا تو ... ؟!!
چرا تو پريشاني ؟ ! (سميه)
آيا تو .... ؟!
پدر چشمش را باز کرد و با اندوه به آن دو نگاه کرد ...
مادر چشمش را باز کرد و با اندوه به آن دو نگاه کرد...
سلمان پشيمان بود ... سميه پشيمان بود ....
اما
آيا در پشيماني سودي هست؟ !
قانون
۱– فعلهايي که به «تَ» ختم مي شوند، فعل ماضي مفرد مذکر مخاطب هستند و «أنْتَ» ضمير آن است.
مانند : أنتَ امَرْتَ بالْمعروف و نَهَيْتَ عن الْمنَکَر.
۲– فعلهايي که به «تِ» ختم مي شوند، فعل ماضي مفرد مؤنث مخاطب هستند و «أنتِ» (تو) ضمير آن است.
مانند: أنتِ أمَرْتِ بالْمعروف و نَهَيْتِ عن الْمنْکَرِ.
موضوع:
نويسنده: فاطمه | ساعت: 15:32
درس پنجم
هدف :
۱– آشنايي با علامت صيغه مثناي مخاطب
۲– آشنايي با علامت صيغه ي جمع مذکر مخاطب و جمع مؤنث مخاطب
۳– آشنايي با سه ضمير که براي هر يک از اين فعلها به کار مي رود.
ترجمه درس پنجم نامه کجاست
آقاي جليلي کارمند است. او مردي نامرتب است.
در روزي از روزها
نامه مهم رئيس را گم کرد...
کجاست ... ؟! کجاست نامه .... ؟!
.... در کيف ... ؟!
روي ميز ... ؟!
در اتاق آقاي رحيمي و آقاي ابراهيمي
آيا شما نامه رئيس را داده ايد؟
نه ... نه ...
ديروز شما دو نفر آن نامه را گرفتيد. حتماً در اتاقتان است.
نه ... نه....
نزديک در اتاق
آيا شما نامه رئيس را ديده ايد؟
تو فراموش کردي.
نه ... نه ....
اما شما دو نفر نامه را گرفتيد.
در اتاق بزرگ
اي دوستان ! آيا نامه رئيس را ديديد ؟
نه ...
نه ....
آيا نامه رئيس را ديديد اي خانمها؟!
نه ...
آيا يک بار ديگر فراموش کردي
خداي من نامه کجاست ؟!
بسيار خسته شد سپس به اتاقش بازگشت و نشست روي صندلي.
کجاست ... ؟! نامه کجاست ؟!
ناگهان
نگاه کرد ... پس (با دقت) نگاه کرد.
و با تعجب فرياد زد .
ها ! اين، آن نامه است !
قانون
۱.«تما» علامت صيغه مثناي مخاطب (مذکر و مؤنث) . ضمير آن «أَنْتما»
۲. تم = علامت صيغه جمع مذکر مخاطب . ضمير آن «أَنْتمْ»
۳. تن = علامت صيغه جمع مؤنث مخاطب . ضمير آن «أَنْتنَّ»
۳– اين سه ضمير علاوه بر اينکه براي اين سه صيغه به کار مي رود از لحاظ آهنگ ظاهري نيز مثل هم است.
أَنْتما – کتبتما
أَنْتم – کتبتم
أَنْتن – کَتَبْتنّ
موضوع:

